روزی که از یک احتمال ۱۰ درصدی، یک زندگی ۱۰۰ درصدی ساخته شد؟


وقتی پزشک گفت احتمال موفقیت کمتر از ۱۰ درصد است و باید بیش از ۱۵۰ میلیون تومان پرداخت کنید… اما یک تصمیم ساده کاری، زندگی یک خانواده را زیرورو کرد



هیچ‌وقت فکر نمی‌کنیم یک روز پزشک جمله‌ای بگوید که تمام رویاهایمان را به یکباره خراب کند.

برای «الهام» و «سامان»که ۷ سال از ازدواجشان گذشته بود و هنوز صدای خنده کودکی در خانه‌شان نمی‌پیچید.


هر ماه، هر آزمایش، هر مراجعه به پزشک… امیدی تازه و دوباره شکستن آن.

تا اینکه یک روز پزشک، برگه آزمایش‌ها را روی میز گذاشت و گفت:


«احتمال موفقیت عمل نازایی کمتر از ۱۰ درصده…

و شما احتمالاً باید چند مرحله تکرار کنید.

هزینه هر بار هم بین 40 تا 55 میلیون تومان خواهد بود.»


اتاق روی سرشان خراب شد.

الهام فقط به دست‌هایش نگاه می‌کرد؛ سرد و لرزان.


او آرام زیر لب گفت:


«من فقط می‌خواستم مادر شدن رو تجربه کنم… چرا باید این‌قدر سخت باشه؟»


سامان هم مات و بی‌صدا مانده بود. حتی نمی‌دانست چگونه این مبلغ را تأمین کنند. ان هم که ممکن بود به دلیل عدم موفقیت بارها مجبور به تکرار عمل باشند.

خانه‌شان کوچک بود، پس‌اندازشان محدود…

و حالا باید برای درمانی وارد میدان می‌شدند که ممکن بود بارها شکست بخورد.


درست همان لحظه بود که الهام چیزی را به یاد آورد.

شرکت‌شان سال قبل برای همه کارمندان بیمه تکمیلی گروهی گرفته بود.

یک جلسه ساده، یک امضای ساده…

و حالا شاید همان تصمیم ساده کاری می‌توانست آینده‌شان را بسازد.


فردای آن روز به واحد منابع انسانی شرکت مراجعه کردند. کارشناس پرونده را بررسی کرد و گفت:


«نگران نباشید. بیمه تکمیلی گروهی پوشش نازایی داره…

و بخش بزرگی از هزینه درمانتون رو پرداخت می‌کنه.

حتی اگر درمان چند بار تکرار بشه.»


به جای پرداخت صدها میلیون…

هزینه‌ها به بخش کوچکی تبدیل شد.

آن‌قدر کم که بتوانند بدون اضطراب درمانشان را شروع کنند.


الهام می‌گفت:


«برای اولین بار بعد از سال‌ها، امید مثل نور ملایمی توی دلم روشن شد…»


درمان شروع شد. روزهای پراسترس، شب‌های طولانی، دعاهای بی‌صدا…

و بالاخره، چند ماه بعد، همان پزشک با لبخندی وارد اتاق شد که الهام هیچ‌وقت فراموش نمی‌کند.


«تبریک می‌گم… نتیجه مثبته! شما باردارید.»


الهام با گریه خندید، سامان دستش را گرفت…

و لحظه‌ای که سال‌ها منتظرش بودند، بالاخره رسید.


امروز دختر کوچولوی آن‌ها، با چشم‌های درخشانش تمام خانه را پر کرده.

الهام هر روز در آغوش گرفتن او را یک معجزه واقعی می‌داند.


او می‌گوید:


«اگر شرکت برای ما بیمه تکمیلی گروهی نمی‌گرفت…

هیچ‌وقت نمی‌توانستیم درمان را ادامه بدیم.

آن بیمه‌نامه ساده، شد دلیل مادر شدن من.»


CTA نهایی (با همان سبک احساسی خودت):


اگر نمی‌خوای هزینه‌های سنگین، راهت را از رسیدن به آرزوهات جدا کند…

اگر نمی‌خوای مسیر درمانت زیر سایه نگرانی و ناامیدی باشه…


همین امروز شرایط بیمه تکمیلی درمانی سامان را در نیکسا درمان بررسی کن.


دریافت بیمه تکمیلی گروهی

دریافت بیمه تکمیلی انفرادی و خانوادگی


یک تصمیم کوچک امروز… می‌تواند فردا یک زندگی را متحول کند.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *